Thursday, 28 January 2010

خداحافظی


سرزمین من
مرا ببخش که در نبرد مقدس تنها میگذارمت 
که از یادت میبرم
که به آغوش خاطرات میسپارمت
و دیگر دریغم نیست که کنام پلنگان و شیران شوی


خداحافظ تورهای صید خزر
زنان پابرهنه شالیزار 
و مردان پینه بسته دست ماهیگیر
خداحافظ آبی دریا و سبزی جنگلهای کودکی


در غبار غم آلود کفشها رمزیست
  که با حس غریب هجرت هماغوش گشته است
هوا هوای پریدن، صدا صدای نیلی رودها
 وعشق را کهنه عصای سامری راهنما


دستم بگیر ای دوست
و بدرقه راهم کن ای هموطن
 قطره اشکی، گلوله ای، و یا گره خورده مشتی
که فریاد نسل سوخته ما بود

2 comments:

پویا said...

کیوان نبرد اینترنتی رو دست کم نگیر

K1 said...

صحبت نوع مبارزه نیست پویا جان. صحبت اصل مبارزه هست.