Saturday, 22 January 2011

بن بست

در زندگی بن بستی نیست یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

روزی که اینو شنیدم مفهومش رو نمیفهمیدم. زندگی استاد بزرگی است. پارسال در چنین روزی رسیدم به ساحل کامبوریا ۲۰۰ میلی سانفرانسیسکو. این عکس رو به یاد تمام انسانهایی گرفتم که به امید آزادی ووفاداری به رویاهاشون به آخر دنیا سفر کردن به سرزمین رویایی کالیفرنیا و اینجا آخرین نقطه ایالت بود
دیگه راهی نیست که بری، دیگه جایی نیست که فکر کنی رویاهات تعبیر میشن. دیگه سرزمینی نیست که توش آزادی و برابری مفهوم خوب قصه های روزای کودکی رو داشته باشه  
برادر جان تو هم فریب خوردی مثل من و همه دیگرانی که این راه دراز رو پشت سر گذاشتن... اینجا دیگه دنیای آدمها تموم میشه... از این پله ها که پایین میری به مفهوم بن بست فکر کن.. دیگه راهی نیست که بیابی و یا بسازی... میتونی مثل خیلی ها رومانتیک بشی و بگی خودمو به دست امواج اقیانوس میسپارم و یا برگردی و تسلیم بشی و یکی دیگه از اونایی بشی که همیشه ازشون فرار کردی...

کاش وسوسه دریا از سرماهی سیاه کوچولو میرفت

چه رویاایست اولدوز بودن و پرواز بر بال کلاغها

5 comments:

جلیله said...

همشهری عزیز، دکتر جان آخه چرا اینطور نوشتی؟ غمگینم کردی.

اوضاع خوبه؟

جلیله said...

لطفن بیشتر بنویس. خیلی زیبا مینویسی

K1 said...

haale maa khoob ast vali to bavar nakon...

Zhila said...

tamame mardani ke dar miaband be bonbast resideand farsangha az digaran pishtarand zira ke payane masire momtade zendegi ra zoodtar dideand va in tabasome bozorgi baraye shoroe masiri sahltar va vageyi tar ast.

azadi dar aramesh va aramesh dar azadist.

Maryam said...

Kheili doost dashtam.