کلیپ خیلی زیبا و تکان دهنده ای بود به خصوص تواین روزا
http://www.facebook.com/#!/video/video.php?v=102546226462944
http://www.facebook.com/#!/video/video.php?v=102546226462944
برای بعضی چیزها خیلی خیلی دیر شده. برای رقصیدن روی یخها کنار کسی که دوستش داری با ریتم ارکسترعشق. دختری که روی سن میرقصه هیچوقت احساس پیرمردی که ردیف آخر نشسته و اشک میریزه رو نمیفهمه
روزی اون پیرمرد روی همین سن رقصیده، کسی که دوستش داشته رو به روی دست بلند کرده و هزاران نفر تشویقش کردن
سالها بعد ساقهاش کمکم قدرت رقابت با جوونها رو ازش گرفت. اون روزمردی شد که گوشه زمین میشینه و صحنه رو هدایت میکنه. حالا دیگه کنارلبش یه پیپ بود وآخر برنامه همه باهاش دست میدادن. هنوز به مهمونیها دعوت میشود وهمه به یاد داشتن گذشته نه چندان دور رو
بعدها روزهایی بود که با لباس رسمی مشکی و یه شاخه گل تو جیب بغلش کنار زمین منتظر پایان برنامه میشد تا حلقه گل رو به گردن قهرمان بندازه و باهاش عکس بگیره. دیگه کسی فیلمهای سیاه و سفید روزهای قهرمانی اون رو به یاد نداشت
زندگی هیچوقت به خاطر هیچ چیز متوقف نمیشه. درست مثل موزیک که تا آخرین نفس بالرین رو میرقصونه.....
وقتی آهنگش به پایان برسه چه بخوای چه نخوای باید از سن بری بیرون...
بعدش دیگه فرق نمیکنه قهرمان دنیا بودی یا روسپی ۲ تومانی تو یک کاباره تو لاله زار
وقتی آهنگش به پایان برسه چه بخوای چه نخوای باید از سن بری بیرون...
بعدش دیگه فرق نمیکنه قهرمان دنیا بودی یا روسپی ۲ تومانی تو یک کاباره تو لاله زار
سلام بر ۳۷ سالگی... من دیگه هیچوقت ۳۶ ساله نمیشم

1 comment:
سلام دوست عزیز
من از وبلاگ ترس و لرز در مونرال
http://fearloatin.wordpress.com/
لینک شما رو دیدم و اومدم.
جالبه من هم تازه وارد 37 سالگی شدم.
جالبه من هم گیلانی هستم
جالبه من هم در راه مهاجرم
از نوشته های زیباتون در مورد گیلان لذت بردم
همینطور بقیه احساسهای قشنگ و متفاوتتون
نمیدونم کچا هستید ولی براتون بهترینها رو آرزو میکنم.
Post a Comment